اشعار مناجاتی
رباعیات و دو بیتی ها
بگذشته گناهم از شماره یارب
جز عفو تو نیست راه چاره یارب
من عبد فراری تو ام یا الله
در باز کن آمدم دوباره یارب
در کوی تو رنج ره نیاید به حساب
جرم من رو سیه نیاید به حساب
سوگند به عفوت که گناه ثقلین
پیش کرمت گنه نیاید به حساب
خدايا! روشنى بخش جهانى
حبيب و مونس صاحب دلانى
مرا مغضوب درگاهت نميران
تو غفّار الذنوب و مهربانى
خدايا! گفته اى توبه پذيرم
گنه كاران بد را دستگيرم
من بد را ببخشا و بيامرز
نما لطفى كه با عشقت بميرم
قصیده
رسيد مژده كه سر زد هلال ماه صيام
مه دعا و نيايش مه درود و سلام
دهيد مژده تمام گناه كاران را
كه حكم عفو شده از سوي خدا اعلام
مه نماز و مه روزه ماه استغفار
مهي كه پر بود از لطف خاص و رحمت عام
مباد ماه خدا برتو بگذرد اي دوست
که بهر خود ندهي كار مثبتي انجام
شقيست آنكه خداوندگار حيّ غفور
ورا نبخشد وگردد مه صيام تمام
چه صبح ها كه نفس ها در آن بود تسبيح
چه لحظه ها كه بود خواب آن ركوع و قيام
به هوش باش كه تقوي نكوترين عمل است
كلام ختم رسل باشد اين خجسته پيام
خوشا كسي كه ز افتادگان بگيرد دست
خوشا كسي كه به كار خدا كند اقدام
حلال باد وصال خدا بر آن بنده
كه بگذرد زخطا و حذر كند ز حرام
بكوش بهر نماز و دعا چه روز و چه شب
بخوان كتاب خداوند را چه صبح و چه شام
از آن شراب كه ساقي آن خداوند است
بگير در عطش روزه و بريز به كام
به ياد تشنگي روز حشر اشك بريز
براي تشنه لب كربلا بسوز مدام
به ياد حنجر خشكيدة امام حسين
بنوش آب و بگو با سرشك ديده سلام
اگر گرسنه شدي ياد كن ز طفل حسين
كه بي غذا دل شب خفت در خرابة شام
اگر كه دختر نه سالة تو روزه گرفت
دم غروب كه از دست مي دهد آرام
بسوز و اشك برآن كودك گرسنه بريز
كه جاي نان به سرش سنگ ريخت از لب بام
اگر تلاوت قرآن دلت ربود از دست
به قدر و كوثر و ياسين و زخرف و انعام
بريز اشك بر آن لب كه شد زچوب كبود
بيار ياد ز بزم شراب و رأس امام
سلام باد برآن سر كه شد به نيزه بلند
گهي به نخل و گهي در تنور كرد مقام
براي يوسف زهرا بلند گريه كنيد
كه از گلوي بريده به شيعه داده پيام
چو آب سرد بنوشيد ياد من باشيد
كه تشنه كام مرا كشت خصم خون آشام
بزن ز سوز جگر ناله آنچنان "میثم"
که سوز و شور محرم دهي به ماه صيام
غزل۱
هزاران بار استغفار كردم
دوباره جرم خود تكرار كردم
تو گفتي من غفورم ، من هم اينك
به جرم خويشتن اقرار كردم
برو اي آتش دوزخ كناري
كه من رو بر در غفار كردم
دوباره عفو كن يا رب اگر چه
من از اين توبه ها بسيار كردم
به ذكر خود شفايم ده كه عمري
دلم را از گنه بيمار كردم
از آن گشتم دچار خواب غفلت
كه ديو نفس را بيدار كردم
تو از اول عزيزم آفريدي
ولي من، حيف! خود را خوار كردم
تو بودي يار من افسوس! افسوس!
كه من رو جانب اغيار كردم
تو با "ميثم" نبودت غير خوبي
ولي من با تو بد رفتار كردم
غزل۲
به یاد خشکی لبهات روزه می گیرم
فدای لعل لبانت شهید بی کفنم
نوشته نام تو را حق به روی سینه من
به یاد نام تو مولا ، پر از غم و محنم
زیارت حرمین تو را ، که می خوانم
غریب می شوم و کربلای تو ، وطنم
به یاد دختر تو ، می خورم رطب مولا
زمان خوردن افطار ، آتشین دهنم
طعام می خورم و من ، رقیه می گویم
که یاد دختر تو ، لرزه می زند به تنم
کنار سفره افطار ، کاسه شیری هست
به یاد کودک شش ماهه ، کاسه می شکنم
لبم چگونه خورد یار ، بر پیاله آب
که عکس ساقی لب تشنگان ، بر آن بینم
زمزمه
رمضان تو کتاب دعای منی
به خدا تو بهشت خدای منی
ماه پیغمبر ماه مولایی
ماه زهرایی ماه زهرایی
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
رمضان رمضان تو بهار منی
تو قرار دل بی قرار منی
تو مه توبه مه غفرانی
تو مه ذکر و مه قرآنی
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
ای خدا به جلال تو و عزتت
آمدم بر سر سفره ی رحمتت
بنده ی احسان توام یارب
هر که ام مهمان توام یارب
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
من فراری ز تو تو صدا زدیم
رد نکردی مرا با همه بدیم
از تو ممنونم از تو ممنونم
که نکردی زین خانه بیرونم
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
تو بده قدرتم که گنه نکنم
از گنه نامه ام را سیه نکنم
گرچه شرمنده ز گنه هستم
به تو دل بستم به تو دل بستم
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
من گدای مه رمضان توام
هم گدای تو هم میهمان توام
به سرشک چشم علی امشب
نگهم کن یا سیدی یارب
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
به نماز شب علی و فاطمه
بگذر از کرمت ز گناه همه
کوه جرمم بین به روی شانه
به کجا روم از در این خانه
یا کریم العفو یا کریم العفو(3)
مناجات به زبان عامیانه
این خونه مال تو یا مال منه
رمضون ماه تو یا ماه منه
تو ضیافت خونه بازکردی یا من
مهمونو تو دعوتش کردی یا من
من که امشب در خونت اومدم
مهمونم با کارت دعوت اومدم
اومدم از بدیهام جدا بشم
اومدم با خوبات آشنا بشم
اگه گفتند: این کیه ، چی کار داره؟
بگو از صابخونه انتظار داره
این نمکدون شکن چند سالمه
گناهش اندازۀ یه عالمه
من صدا کرده بودم که غفارم
اینم اومده میگه گنهکارم
با وجودیکه بده دوسش دارم
این نبود کی می دونست که غفارم
اگه من ردش کنم کجا بره
غصه های دلشو به کی بگه
حاضرم بهش بدم هرچی می خواد
اما می ترسم بره دیگه نیاد
*************
آمدم يكبار ديگر، باز هم راهم بده
بهرتأثير دعايم شعلة آهم بده
اي كريم آفرينش سائلي درمانده ام
درحريم رحمت وغفران خودراهم بده
آمدم گويم به چاه معصيت افتاده ام
ناجي عالم نجات ازقعراين چاهم بده
بي نسيم مغفرت درخواب غفلت مانده ام
ديده اي بيداروجان وقلب آگاهم بده
دردل شب بسته ام قامت به محراب نماز
يك سحر پروانة سير الي اللهم بده
جذبة عفوت كشانده سوي اين درگه مرا
ازغبار درگه خود عزّت وجاهم بده
چون «وفائي» تاكنم ابراز دردخويش را
درحضورت فرصتي هرجند كوتاهم بده